يحيى دولت آبادى
105
حيات يحيى ( فارسى )
باشد در عالم چاكرى با آنچه ولينعمت آنها با آن مخالف است موافق نميباشند بعلاوه از استبداد و طمعكارى ذاتى كه دشمن بزرگ قانونطلبى است . پس تمام رجال قديم و جديد دربار باستثناى كمى از رجال عالم تجددخواه كه در ميان هريك از اين سه طايفه وجود دارند و با مليون سرا يا علنا موافقت ميكنند بر ضد اساس حكومت ملى هستند و هريك بهر عنوان و بهر وسيله گرچه بتوسط زنهاى حرمسراى كامرانى و حرمشاهى باشد در ترغيب نمودن شاه بمخالفت با مجلس كوتاهى ندارند در ميانه رجال ناصرى يكنفر پيش افتاده و خود را بشاه نزديك نموده وعدههاى مسرتآميز بشاه ميدهد و از جمله وعدهها يكى جلب كردن قلب مليون است به طرف خود و حاضر نمودن رؤساء و كاركنان آنها بحسن موافقت با شاه و برهمزدن اساس مشروطيت بدست خود آنجماعت و آن شخص غلامحسين خان غفارى وزير مخصوص است . اكنون لازم است يك مركز مخالفت مهم ديگر را كه تأثير آن در تشويق شاه بر ضد مليون كمتر از تأثير مخالفت سه طايفه مزبور از رجال دولت نيست در مد نظر بگيريم . آن مركز مهم هيئت روحانيان و روحانىنمايان مخالف مشروطيت و يا مخالف روحانيان موافق مشروطيت مىباشد كه در رأس آنها چنان كه از پيش خواندهايد حاج شيخ فضل اللّه نورى و جمعى ديگر از قبيل سيد على آقاى يزدى كه طرف توجه شاه و حرمسراى او است و از تبريز بطهران آمده در دربار مقام و نفوذى دارد ميباشند و در ولايات حتى در عتبات عاليات يك يا چند تن از روحانيان و روحانىنمايان بر ضد روحانيان موافق مشروطيت خود را با شاه مربوط ساخته در همهجا زبان مستبدين گشتهاند . شاه در ميان تمام تكيهگاههاى داخلى خود به اين هيئت بيشتر تكيه داده تصور مىكند اين هيئت ميتواند مشروطه را نامشروع بخواند و از راه ديانت و اسلاميت آن را لغو سازند شيخ نورى و تابعين او در ظاهر با آقايان بهبهانى و طباطبائى صلح كرده اظهار مشروطهخواهى ميكنند و ليكن چون آنها او را ببازى نميگيرند و راههاى استفاده مادى را به روى او و همراهانش ميبندند بمخالفت باطنى خود مداومت ميدهد و از تشويق